السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الصادق ( ع ) 45
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
ربوبيت و حكيميت توصيف مىكنى ؟ چون قلب هركس اشياء را بواسطه اين حواس پنجگانه مىشناسد بعد مؤلف مىگويد : ما نمىتوانيم همه نامه حضرت را به فصل به فصل كه با آن طبيب استدلال كرده است بنويسيم فقط آن قسمت را كه گفتيم نشاندهنده معرفت كامل حضرت بخواص دواها مىباشد در اينجا بيان مىكنيم : حضرت به آن طبيب فرمود : به من اعتماد مىكنى اگر من از طريق همين اهليلج كه در دست تست و از طرفى همين طبى كه شغل تو و اجداد تو بوده مطالبى بيان كنم ، تا به حق اعتراف كنى و انصاف بدهى ؟ طبيب مىگويد : تو مىتوانى اين كار را بكنى ؟ بكن : حضرت فرمود : آيا در آن زمانهاى اوليه مردم طورى نبودند كه در علم طب چيزى نمىدانستند و منافع اين اهليلج و نظاير آن را آگاه نبودند ؟ طبيب هندى گفت : بلى ؟ من گفتم ( حضرت ) از كجا به اين علم و به اين خواص دواها پى بردند ؟ طبيب گفت از راه تجربه و مقايسه من گفتم ( حضرت ) : چگونه بذهن آنها رسيد كه اقدام به آزمايش اينها بكنند ؟ از كجا فهميدند كه اينها براى بدنها مفيدند تا به طرف آنها رفتند و تجربه كردند درصورتىكه در ظاهر آنها را مضر مىدانستند ؟ مردم چگونه بدنبال آن چيزهائى مىروند كه حواسشان آنها را بسوى آن چيزها دلالت نمىكند طبيب گفت : بوسيله تجربه من گفتم : به من از بوجودآورنده علم طب و توصيفكننده اين دواهائى كه ميان مشرق و مغرب پراكنده هستند خبر بده كه آيا به نظر تو همان شخصى كه در وهله اول طب را بوجود آورد و بخواص اين داروها آگاه شد شخص حكيم بوده است ؟ طبيب گفت بلى بايد چنين باشد و آن شخص حكيم باشد كه اين علم را بوجود آورده بعدا " هم حكماى ديگر بدنبال او رفتهاند . حضرت فرمود : تو در اول مباحثه با من عهد بستى كه منصفانه